جمال رضايى
451
بيرجندنامه ( فارسى )
تفاوتهايى اندك اجرا مىشود . اين اوقات و ايّام و مراسم آنها عبارت بودند از : 1 - 1 - چار ( چهار ) شنبه سورى ( چارشمبه سورى / سيرى car sambe suri / siri ) : نخستين برنامه نوروزى كه پيش از فرارسيدن « عيد » و در استقبال از نوروز برگزار مىشد جشن گرفتن و آتش افروختن و شادى كردن در غروب و شامگاه آخرين « سهشنبه » ( شب چهارشنبه ) اسفندماه بود . « 1 » برخى از پژوهشگران و دانشمندان واژهء « سور » را در اين تركيب به معنى سرور و شادمانى گرفته و نوشتهاند كه چون در اين شب مردم با اجراى مراسمى به شادى و عيش و عشرت مىپرداختهاند آن را « چارشنبهسورى » ناميدهاند . « 2 » درست است كه واژه « سور » و نيز واژهء « سورى » در زبان فارسى به معانى شادى ، سرور ، هنگامه ، مهمانى ، ضيافت و . . . آمده و در فرهنگنامهها نيز ضبط شده است . « 3 » ولى واژهء « سور » يا « سورى » در اين تركيب تلفّظ ديگرى از واژهء « سرخ » است كه صفت آتش مىباشد « 4 » و چون در اين شب « آتشسورى » برمىافروختهاند آن را « چارشنبه آتشسورى » مىخواندهاند كه به مرور زمان كلمهء آتش از اين تركيب افتاده است . اين آيين كه اكنون در بيرجند - مانند ساير نقاط ايران و با مراسمى كمابيش همانند - در غروب سهشنبه و آغاز شب آخرين چهارشنبه اسفندماه برگزار مىشود در دورهء سخن ما - و در سدههاى پيش از آن - در بيرجند در شب آخرين چهارشنبهء ماه صفر برگزار مىشد و آن را « چارشمبهسيرى car sambe siri » مىناميدند « 5 » و اجراى مراسم آن بدينگونه بود كه نزديك غروب روز آخرين سهشنبه ماه صفر ( شب چهارشنبه ) بيرجنديها روى بامهاى خانههاى خود آتش برمىافروختند و شادى مىكردند و از روى آن مىپريدند و مىخواندند : سير بدوّ sire bodow : سيرى / سورى / به دو
--> ( 1 ) . راجع به خاستگاه چارشنبهسورى ، نگاه كنيد به سخنرانى استاد دكتر محمد مقدم در شمارهء سوم ، سال پنجم مجلّه دانشكده ادبيات دانشگاه تهران . فروردينماه 1337 و « لغتنامه دهخدا » ذيل همين نام . ( 2 ) . نك : مقاله مفصّل استاد سعيد نفيسى در شمارههاى يازدهم سال اول و يكم سال دوم مجله مهر و نيز « لغتنامه دهخدا » . ( 3 ) . اوستا suirya پهلوى : sur فارسى : سور . ( 4 ) . فارسى باستان : uxra اوستا : suxra : پهلوى : surx / suxr : فارسى : سرخ / سهر / سورى اين واژه در نامهاى مركب « سهراب » و « سهرورد » بهگونه « سهر » و در تركيباتى چون آتشسورى ، شرابسورى ، ( بادهسورى ، ملسورى ، مىسورى ) ، گلسورى ، لالهسورى ، و . . . به معنى سرخ آمده است . چَارشَمبه سيرى و سيرى بَود در روستا * هست يوم الاربعاى آخر ماه صفر . « نصاب صبوحى » . بيت 129 . ( 5 ) . « چارشنبهسورى » : چارشنبه آخرين ماه صفر . « فرهنگ آنندراج » . پيداست كه اين رسم در برخى جاهاى ديگر نيز در چهارشنبه آخرين ماه صفر برگزار مىشده است .